سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

600

تاريخ ايران ( فارسى )

نامبرده براى اينكه در مذاكرهء صلح كامياب گردد قواى زيادى جمع‌آورى كرده و بالاخره فرزى و مهارتى كه از خود در تيراندازى نشان داد پادشاه هياطله را حيران و مشوش ساخته آنوقت وارد مذاكرهء صلح گرديد و در اين مذاكره تا اين اندازه موفقيت حاصل نمود كه خوشنواز حاضر شد اسرا را با غنائم فراوانى كه از سپاه ايران گرفته بود رد كند مشروط بر اينكه پادشاه ايران ساليانه مبلغى خراج بدهد و از قرار معلوم اين خراج تا مدت دو سال هم پرداخت ميشد . قرارداد با ارمنستان ولگاش ( بلاش ) كه جدا طرفدار صلح بود توجه خود را بعد از اين به طرف ارمنستان معطوف داشت . واهان ( سردار ارامنه ) براى انعقاد قرارداد صلحى بين ايران و ارمنستان شرايطى پيشنهاد نمود كه از آن جمله - آتشكده‌هائى كه در ارمنستان بنا شده تماما خراب شود . ارامنه در پيروى دين مسيح مطلقا آزاد باشند و نيز فرمانى دائر بر آزادى در مسائل مذهبى بوده است . بلاش پيش از اينكه اين پيشنهادات بامضاى او برسد گرفتار جنگ داخلى گرديد ، توضيح اينكه زارن يكى از پسرهاى فيروز بدعوى تخت و تاج برخاسته و بناى انقلاب و آشوب را گذاشت . واهان با يكدسته از قشون جرار سوارهء ارمنستان به يارى پادشاه شتافت و درنتيجه حريف شكست خورده مغلوب گرديد . اينجا بلاش بواسطهء كمكى كه از واهان به او شده بود قرارداد مزبور را امضاء كرد و چيزى نگذشت كه واهان حكمران ارمنستان گرديد و ارمنستان و ايبرى در آنوقت براى نخستين بار از دولت ايران راضى و با وى باطنا همراه شدند . مباحثات بين مسيحيان ايران در اصول عقايد در اثناى سلطنت فيروز مسئلهء بحث و جدال در ذات يا حقيقت خدا بار ديگر دنياى مسيحيت را متزلزل ساخته و كليساى ايران هم در اين مباحثات طرفيت پيدا نمود . من اين مباحثات و منازعاتى را كه در مسائل مربوطهء به الهيات شده نميخواهم بتفصيل مذكور دارم ، ليكن از نظر اهميت سياسى آن‌ها لازم دانسته شرحى بر سبيل اختصار در اينجا به نظر خوانندگان برسانم .